اخبار جهان بين اخبار جهان بين .

اخبار جهان بين

هشدار خطيب‌زاده به اروپا: با فشار، ايران را به تصميمات سخت وادار نكنيد

 

رئيس مركز مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت امور خارجه گفت: ايران در برابر تلاش اروپا براي فعال‌سازي مكانيزم اسنپ‌بك دست بسته نخواهد بود و در صورت ادامه فشارها، تصميمات سختي اتخاذ مي‌كند.
به گزارش خبرگزاري مهر، سعيد خطيب زاده رئيس مركز مطالعات سياسي و بين‌المللي كائورو سوگاياما وزارت امور خارجه در مصاحبه با نشريه فرانكفورتر آلگمايته آلمان گفت: ما همه انگشت‌ها را روي ماشه خواهيم داشت.

مشروح اين گفتگو به شرح زير است؛

آقاي معاون وزير، دو گردشگر دوچرخه‌سوار آلماني در حال حاضر در ايران زنداني هستند.  اتهام آنها چيست؟

يكي از آنها متهم است كه با سرويس‌هاي اطلاعاتي خارجي همكاري كرده است، البته تا جايي كه من مي‌دانم نه با آلماني‌ها. نكته مهم اين است كه سفارت شما دسترسي كنسولي به او دارد. بايد بدانيد كه سرويس‌هاي اطلاعاتي خارجي، از جمله اسرائيلي‌ها، به‌طور گسترده خارجي‌ها را جذب مي‌كنند تا به ايران فرستاده شوند. متأسفانه آنها از شهروندان كشورهاي ديگر سوءاستفاده مي‌كنند. اين بخشي از مبارزه‌اي است كه عليه ايران در جريان است. بخش بزرگي از آن نيز جنگ اطلاعاتي است.

اما اتهاماتي كه شما به آن اشاره مي‌كنيد، تنها پس از جنگ با اسرائيل مطرح شد، مدت‌ها بعد از محكوميت «مارك. ك» به دليل ورود غيرقانوني به يك منطقه.

تصاويري كه در دستگاه‌هاي يكي از اين زندانيان كشف شد نشان مي‌دهد مراكز مهم نظامي و اطلاعاتي را تحت نظر داشته است.

شخص دوم، «لِنارت مونترلوس» ۱۹ ساله، كه تابعيت آلماني-فرانسوي دارد، به ارتكاب جرمي نامشخص متهم است. محل نگهداري او براي مدت دو ماه به سفارت اطلاع داده نشد، كه با كنوانسيون وين در روابط ديپلماتيك سازگار نيست.

من از جزئيات اين پرونده اطلاعي ندارم. اما مطمئن هستم ايران هميشه به اين كنوانسيون پايبند بوده است. من مطمئنم كه سفارت از محل نگهداري او اطلاع دارد و دسترسي به او دارد.

آلمان، فرانسه و بريتانيا قصد دارند طي چند روز آينده مكانيسم «اسنپ‌بك» را فعال كنند كه تحريم‌هاي معلق‌شده سازمان ملل عليه ايران را بازمي‌گرداند. آنها شش ماه مهلت به ايران داده‌اند، اما پاسخي از تهران دريافت نكرده‌اند. چرا؟

ما معتقديم اروپايي‌ها هيچ حقي براي فعال‌سازي اين ماده كه در برجام (توافق هسته‌اي ۲۰۱۵) گنجانده شده، ندارند. اين موضوع در بيانيه‌هاي رسمي چين و روسيه هم روشن است. فراتر از مسائل حقوقي، در خود اروپا اين برداشت وجود دارد كه اروپايي‌ها از زمان روي كار آمدن رئيس‌جمهور ترامپ، در موضوعات مهم بين‌المللي از جمله پرونده ايران، به‌طور فزاينده‌اي اهميت خود را از دست داده‌اند. به نظر مي‌رسد آنها مي‌خواهند از اين كارت «اسنپ‌بك» به‌عنوان اهرم فشار بر ايران و آمريكا استفاده كنند تا دوباره مهم جلوه كنند. اما در واقع، با اين كار بيشتر بي‌اهميت مي‌شوند، زيرا آخرين كارت خود را بي‌جا مصرف مي‌كنند. ايران اروپايي‌ها را به عنوان ميانجي مي‌ديد. متأسفانه نشان دادند كه توان اين نقش را ندارند. اعمال فشار بر ايران يك اشتباه است، زيرا ايران را مجبور به تصميمات سخت خواهد كرد.

چه تصميماتي؟

گزينه‌هاي زيادي روي ميز است.

ايران تهديد كرده كه از معاهده منع اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي خارج مي‌شود. آيا نمي‌ترسيد اين كار اسرائيل را به حمله‌اي ديگر تشويق كند؟

آمريكا و اسرائيل به مراكز اعلام‌شده‌اي حمله كردند كه تحت كنترل و بازرسي دائمي بودند. پس واضح است كه موضوع نگراني آنها فعاليت‌هاي صلح‌آميز ايران يا عضويت در معاهده عدم اشاعه نبود. موضوع آينده سياست جهاني و نظم خاورميانه و تحقق آنها آن‌طور كه آنها مي‌خواهند، است. موضوع نگراني از مذاكره هم نبود چرا كه ما در ميانه مذاكرات بوديم كه حمله كردند. ما تا چند ساعت قبل از آغاز تجاوز، پيام‌هاي غيرمستقيم با آقاي ويتكوف (نماينده ويژه آمريكا) رد و بدل كرديم. اين يعني آنها همزمان كه با ما صحبت مي‌كردند، عمليات نظامي را از قبل برنامه‌ريزي كرده بودند.

براي روشن شدن: شما پس بنابراين هرگونه تمديد اسنپ‌بك را رد مي‌كنيد؟

ما اين اقدام احتمالي براي فعال‌سازي اسنپ‌بك را ادامه تجاوز عليه ايران مي‌دانيم. وقتي دولت جديد ايران آغاز به كار كرد، ما اروپايي‌ها را به مذاكره براي احياي برجام دعوت كرديم. آنها گفتند: صبر كنيم ببينيم در ايالات متحده چه مي‌شود. بعد از انتخابات آمريكا گفتند: ببينيم اولويت‌هاي ترامپ چيست. آنها به ما گفتند: «ما نمي‌خواهيم او را تحريك كنيم.» و حالا پس از اين‌همه انتظار، در استانبول و پس از حمله نظامي به ايران، اروپايي‌ها به ما مي‌گويند: لطفاً برويد و با آمريكايي‌ها صحبت كنيد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱ شهريور ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۲۰:۱۹ توسط:علي زماني موضوع: نظرات (0)

واكنش وقيحانه «اسرائيل» به گزارش نهادهاي بين المللي درباره قحطي در غزه

 

وزارت امور خارجه رژيم صهيونيستي در واكنش به اعلام رسمي قحطي در نوار غزه از سوي نهادهاي بين المللي، گزارش اين نهادها را جعلي، اشتباه و در راستاي كمك به حماس توصيف كرد.
به گزارش خبرگزاري مهر به نقل از الجزيره، وزارت امور خارجه رژيم صهيونيستي در واكنش به گزارش نهادهاي بين‌المللي از جمله سازمان جهاني بهداشت درباره قحطي در نوار غزه اعلام كرد: گزارش سازمان جهاني بهداشت ساختگي است و با تبليغات حماس درباره تحولات غزه همخواني دارد.

اين وزارتخانه سانيا  مالاگورسكي در بيانيه‌اي با وقاحت تمام مدعي شده است كه «در نوار غزه قحطي وجود ندارد و ارزيابي‌هاي سازمان جهاني بهداشت اشتباه است و به سطل زباله انداخته خواهد شد».

سازمان جهاني بهداشت امروز در گزارشي اعلام كرد: قحطي و گرسنگي در سراسر نوار غزه شيوع يافته و اين براي نخستين بار است كه آن را در منطقه خاورميانه رصد مي‌كنيم.

سازمان پزشكان بدون مرز هم اعلام كرد رژيم صهيونيستي، ساكنان غزه را از منابع آبي محروم كرده است و اين در چارچوب جنايت نسل كشي صورت مي‌گيرد.

معاون دبيركل سازمان ملل در امور بشردوستانه نيز تأكيد كرد كه قحطي در غزه مايه ننگ عمومي است و جهان بايد كاري كند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱ شهريور ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۱۵:۲۲ توسط:علي زماني موضوع: نظرات (0)

آزادراه تهران-شمال؛ ۳۰ سال وعده ناتمام


درحالي حدود ۳۰سال از آغاز ساخت آزادراه تهران-شمال مي‌گذرد كه تاكنون ۲ قطعه آن به بهره‌برداري رسيده و به‌تازگي وعده افتتاح باند رفت قطعه ۲ نيز مطرح شده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري تسنيم، حدود سه دهه از آغاز ساخت آزادراه تهران-شمال مي‌گذرد؛ پروژه‌اي كه 9 دولت را به خود ديده و همچنان درگير وعده‌هاي جديد براي ساخت و افتتاح قرار دارد.

حدود 5 سال قبل محمدباقر نوبخت معاون وقت رئيس‌جمهور سابق وعده داد باند رفت قطعه 2 آزادراه افسانه‌اي تهران-شمال تا پايان دولت روحاني به بهره‌برداري مي‌رسد.

نوبخت ديماه سال 99 در بازديد مشترك با رئيس سابق بنياد مستضعفان از منطقه 2 آزادراه تهران شمال، با اشاره به ميزان اعتبار تخصيص مارگارتا كزوخ داده شده براي تكميل اين قطعه از آزادراه گفته بود: از آخرين بازديد ما از منطقه 2 آزادراه تهران شمال كه در تيرماه انجام شد، تا امروز 1200 ميليارد تومان براي اين قطعه از آزادراه سرمايه گذاري شده است.

وي با اشاره به احداث بزرگترين تونل كشور در قطعه 2 آزادراه تهران شمال يادآور شد: اين تونل 6400 متري در مراحل نهايي قرار دارد و تا يك ماه آينده، عمليات عمراني اين تونل تكميل مي شود.

رئيس سابق سازمان برنامه و بودجه گفت: قطعه 2 آزادراه تهران شمال با طول 22 كيلومتر كه بيش از 90 درصد آن، تونل است، انشاءالله تا پايان دولت دوازدهم تكميل مي شود و براي اتمام كل آزادراه تهران شمال، تنها 47 كيلومتر باقي خواهد ماند.

نوبخت با بيان اينكه هزينه احداث قطعه 2 آزادراه تهران شمال، بيش از پيش بيني ها و برآوردهاي اوليه بوده، گفت: بر اساس برآوردهاي اوليه، هزينه احداث قطعه 2 آزادراه تهران شمال، 2 هزار ميليارد تومان بود ولي با توجه به تورم كشور، برآورد ما اين است كه اين رقم تا 3700 ميليارد تومان خواهد رسيد.

وي يادآور شد: دولت و بنياد مستضعفان كه هر كدام 50 درصد اين سرمايه گذاري را متقبل مي شوند، مصمم هستند كه با تخصيص هرچه سريعتر، اين پروژه به اتمام برسد چراكه با طولاني شدن زمان پروژه، تكميل آن گرانتر خواهد شد.

كمبود سيمان در آزادراه تهران-شمال

خيراله خادمي مديرعامل سابق شركت ساخت و توسعه زيربناهاي حمل‌ونقل كشور نيز با تاكيد بر ويژگي هاي خاص منطقه دو آزادراه تهران- شمال گفت:  اين منطقه از دوآب شهرستاك تا پل زنگوله 22 كيلومتر است كه بيش از 70 درصد مسير را تونل تشكيل مي دهد و شامل 58 رشته تونل در دو باند رفت و برگشت به طول 37.3 كيلومتر است.

وي ادامه داد: در اين محدوده 32 دستگاه پل هاي بزرگ رفت و برگشت به طول 3.8 كيلومتر قرار دارد كه طول بزرگترين پل آن 320 متر است. حجم عمليات خاكي صورت گرفته در اين محدوده بيش از 3 ميليون متر مكعب است.

وي اعتبار مورد نياز تكميل كل باند اول منطقه دو را بيش از 27 هزار ميليارد ريال اعلام كرد و افزود: به منظور تكميل عمليات اجرايي تونل البرز شرقي و اتصال شمالي، كل باند اول اين منطقه و عمليات تكميلي در منطقه يك به بيش از 32 هزار ميليارد ريال اعتبار نياز است.

وعده‌اي كه روي كاغذ ماند

به گزارش تسنيم، دولت حسن روحاني مرداد ماه 1400 تمام شد، اما وعده نوبخت محقق نشد. خيرالله خادمي معاون سابق وزير راه و شهرسازي آبان‌ماه سال 1401 درباره اين پروژه گفته بود: قطعه 2 آزادراه تهران ـ شمال به‌طول 22 كيلومتر در ادامه منطقه يك در حال اجراست و پيشرفت فيزيكي بخش اول ـ باند رفت ـ آن 88.5 درصد است كه با برنامه‌ريزي باند غربي منطقه دو و تونل شرقي زير بار ترافيكي مي‌رود.

وي با اعلام اين‌كه تاكنون براي قطعه 2 حدود 6000 ميليارد تومان هزينه شده است، افزود:‌ اميدواريم تا پايان سال عمليات ساخت به پايان برسد. در طول 22 كيلومتر قريب به 82 درصد از مسير تونل و پل قرار مي‌گيرد و يك سازه بتني ممتد در سرتاسر 22 كيلومتر در حال احداث بوده كه عمليات را پيچيده كرده است. 

همان زمان پرويز فتاح نيز در حاشيه بازديد از منطقه 2 آزادراه تهران - شمال با اشاره به اين‌كه سال گذشته (1400) تونل البرز شرقي به طول 6.4 كيلومتر افتتاح شد و قول داديم ادامه منطقه 2 با سرعت كار شود، گفته بود: متعهديم تا پايان سال باند رفت منطقه 2 را به اتمام برسانيم و آن را براي عبور خودروها آماده كنيم. اگر بتوانيم تأسيسات و مخصوصاً جت‌فن‌ها را آماده كنيم تا آخر سال عبور ايمن را براي مردم فراهم مي‌كنيم اما ممكن است در بهار سال آينده (1402) خودروها بتوانند از اين باند تردد داشته باشند.

اعلام تاريخ جديد براي بهره‌برداري از باند رفت آزادراه

اين در حالي بود كه مديرعامل وقت شركت ساخت و توسعه زيربناهاي حمل‌ونقل اواخر خردادماه سال 1402 گفته بود:‌فاز نخست قطعه 2 آزادراه تهران- شمال به طول 22 كيلومتر، آزادراه شيراز- اصفهان و باقيمانده آزادراه منجيل-رودبار  به طول 8.5 كيلومتر در برنامه تكميل و بهره‌برداري امسال قرار دارد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱ شهريور ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۱۱:۴۰ توسط:علي زماني موضوع: نظرات (0)

لحظه گورباچف/ تحليلي درباره تحركات اخير اصلاح‌طلبان راديكال


رويكرد تاريخ كاربردي به ما امكان مي‌دهد كه با مرور دقيق يك رويداد تاريخي (در اين‌جا فروپاشي شوروي) درس‌هايي عملي براي شرايط كنوني استخراج كنيم.
جعفر حسن‌خاني، جانشين مركز مطالعات راهبردي خبرگزاري تسنيم:

بعد از توقف جنگ ميان ايران با رژيم صهيوني و آمريكا، اصلاح‌طلبان كه مدت‌هاست نيروي پيشروي تحولات ايران نيستند و با جا ماندن از تحولات به نيروي پيرو سياسي اجتماعي در ايران تبديل شده‌اند،  تحركات جدي‌اي را آغاز كرده‌اند. نامه اساتيد اصلاح‌طلب و تمناي تغيير پارادايم در نظام، بسته پيشنهادي جبهه اصلاحات و پيشنهاد مذاكره در همه موضوعات براي كشور، بيانيه حزب اتحاد ملت ايران و تأكيد بر تغييرات گسترده، مواضع ظريف در فارن پالسي و طلب تغيير پارادايم، سخنراني روحاني و درخواست تغيير در استراتژي  نسلحان دمير دارنل كلان كشور و همچنين بيانيه اخير جبهه اصلاحات با عنوان «تنها راه نجات كشور، تغيير و بازگشت به مردم است» همه و همه نشان از برنامه منسجم در جريان اصلاحات است كه هدفي را دنبال مي‌كند. فارغ از اينكه طلب تغييرات اساسي و بنيادين در وضعيت بحران و جنگ اقدامي بخردانه و معقول نيست اين متن تلاش دارد بازخواني يك عبرت تاريخي تحليلي تاريخي را كه به درك شرايط حاضر كمك مي‌كند پيش چشم مخاطب قرار دهد.

«لحظه گورباچف» چيست؟
«لحظه گورباچف» به وضعيتي اشاره دارد كه در آن يك رهبر يا سياستمدار، تحت تأثير جنگ ادراكي يا شناختي دشمن، تحليل و راه‌حل مسائل كشورش را كاملاً مطابق خواست و روايت طرف مقابل تنظيم مي‌كند، به‌بيان ساده، در لحظه گورباچف سياستمدار از ترس مرگ، دست به خودكشي مي‌زند، يعني به‌خاطر ترس شديد از بحران يا تهديد، تصميماتي مي‌گيرد كه در نهايت به نابودي يا تضعيف شديد منافع ملي خودش منجر مي‌شود، در چنين لحظه‌اي، سياستمدار تصور مي‌كند تنها راه نجات كشور در دستان دشمنان است، همه چيز، حتي ابتدايي‌ترين نيازها مانند آب خوردن مردم، در گروي مذاكره با دشمن قابل حل است، اين مفهوم كه با رويكرد تاريخ كاربردي بررسي مي‌شود، برگرفته از تجربه تاريخي ميخائيل گورباچف آخرين رهبر اتحاد جماهير شوروي است كه تصميمات او در اواخر دهه 1980 ميلادي، مصداق چنين لحظه‌اي بود.

رويكرد تاريخ كاربردي به ما امكان مي‌دهد كه با مرور دقيق يك رويداد تاريخي (در اين‌جا فروپاشي شوروي) درس‌هايي عملي براي شرايط كنوني استخراج كنيم.
در ادامه، ابتدا به بررسي عملكرد و تصميمات گورباچف در مواجهه با فشارهاي جنگ سرد و جنگ ادراكي غرب مي‌پردازيم؛ سپس نشان مي‌دهيم كه چگونه برخي سياستمداران ايراني درك گورباچفي از وضعيت دارند، البته پرواضح است كه جمهوري اسلامي شوروي نيست و عناصر و عوامل قدرتمندي در ايران وجود دارند كه مانع از تكرار آن تاريخ در ايران مي‌شود و البته اين به آن معنا نيست كه برخي سياستمداران ايراني در مواجهه با دشمن در لحظه گورباچفي گير نكنند.

گورباچف در تندباد جنگ ادراكي غرب
ميخائيل گورباچف در سال 1985 زمام‌دار شوروي شد، كشوري كه از نظر اقتصادي در ركود و از لحاظ نظامي درگير رقابت سنگين تسليحاتي با آمريكا بود. او با شعار پروسترويكا (نوسازي ساختاري) و گلاسنوست (فضاي باز سياسي) تلاش كرد سيستم فرسوده شوروي را اصلاح كند، اما هم‌زمان با اصلاحات او، دولت آمريكا به‌رياست رونالد ريگان استراتژي فشار حداكثري و جنگ رواني و ادراكي را شدت بخشيد. يكي از مهم‌ترين ابزارهاي آمريكا در اين نبرد ادراكي، ابتكار دفاع استراتژيك (SDI) معروف به برنامۀ جنگ ستارگان بود.

برنامه جنگ ستارگان در ظاهر يك طرح بلندپروازانه دفاع موشكي فضابنياد بود، اما در عمل يك روايت راهبردي ادراكي و نه واقعي طراحي‌شده براي اعمال فشار ذهني بر رهبران كرملين محسوب مي‌شد.

 ريگان و تيمش با آب‌وتاب، SDI را طرحي شدني و تغييردهنده موازنه قدرت جلوه مي‌دادند تا ترس در دل شوروي بيندازند و آنان را به امتيازدهي وادارند. هدف اين روايت آن بود كه به سران شوروي القا كند اگر در مذاكرات خلع‌سلاح امتياز ندهند يا رفتار بين‌المللي خود را تغيير ندهند، آمريكا به چنان برتري استراتژيكي دست خواهد يافت كه توان بازدارندگي هسته‌اي شوروي را بي‌اثر خواهد كرد و اين كشور را در برابر فشار يا حتي حمله نظامي آمريكا آسيب‌پذير خواهد ساخت.

اين داستان طراحي‌شده نمونه‌اي از جنگ ادراكي بود كه به شكل‌دهي برداشت‌ها و محاسبات طرف مقابل انجاميد. آمريكايي‌ها به‌صورت مداوم بر طبل جنگ ستارگان مي‌كوبيدند و حتي پيشنهاد مي‌دادند فناوري آن را با شوروي به‌اشتراك بگذارند تا وانمود كنند تهديدي واقعي و قريب‌الوقوع است.

 گورباچف و رهبران شوروي نيز علي‌رغم اين‌كه مي‌دانستند SDI هنوز در مراحل ابتدايي است، آن را تهديدي جدي تلقي كردند و دچار واكنش‌هاي پرهزينه شدند. طبق اسناد تاريخي، كرملين در سال 1985 يك سلسله اقدامات متقابل متقارن و نامتقارن را براي پاسخ به SDI تصويب كرد و پيشرفت مذاكرات كنترل تسليحات را به توقف يا محدودسازي برنامه SDI گره زد، به‌بيان ديگر به‌بهاي عقب‌نشيني آمريكا از چيزي كه وجود نداشت، اقدام به دادن امتيازات پرشمار كرد،

اين دقيقاً همان چيزي بود كه طراحان جنگ ادراكي در واشنگتن مي‌خواستند؛ واداشتن شوروي به خرج منابع عظيم براي مسابقه تسليحاتي جديد و امتياز دادن پاي ميز مذاكره.

در ديدار تاريخي رهبران دو ابرقدرت در ريك‌ياويك در اكتبر 1986، موضوع جنگ ستارگان محور اختلاف بود. گورباچف در يك گام بي‌سابقه پيشنهاد داد تمامي سلاح‌هاي هسته‌اي دو كشور حذف شوند به‌شرط آنكه SDI فقط در حد تحقيقات آزمايشگاهي محدود شود، با اين حال ريگان حاضر نشد هيچ محدوديتي بر SDI بپذيرد و اين مذاكرات عملاً به بن‌بست رسيد، بدين ترتيب، گورباچف دريافت كه آمريكا هرگز از اين اهرم رواني عقب‌نشيني نخواهد كرد. يك سال بعد، در فوريه 1987، گورباچف تصميم مهمي گرفت؛ تفكيك مذاكرات خلع‌سلاح موشك‌هاي ميان‌برد (INF) از موضوع SDI. او عملاً امتياز بزرگي داد و شرط خود مبني بر توقف جنگ ستارگان را كنار گذاشت تا بتواند در ساير حوزه‌ها با آمريكا به توافق برسد.

شايان ذكر است كه برنامه جنگ ستارگان هرگز به‌شكل مورد ادعاي ريگان عملي نشد و بعدها برخي مورخان استدلال كردند كه اين برنامه عامل اصلي پايان جنگ سرد نبود، با اين حال، نقش آن در شكل‌دهي به ادراكات طرف شوروي انكارناپذير است.

 اسناد تاريخي نشان مي‌دهند كه دستگاه‌هاي اطلاعاتي و حتي صنايع نظامي شوروي، تهديد SDI را بيش از حد واقعي جلوه مي‌دادند و همين امر سران كرملين را ترساند تا حدي كه براي خلاص شدن از شر SDI، دارايي‌هاي ارزشمند نظامي خود را با چانه‌زني كنار گذاشتند.

به‌تعبير تحليل‌گران، حاكمان شوروي با قدم گذاشتن در روايتي كه آمريكا برايشان تعريف كرده بود، خود را دچار يك دور باطل هزينه‌ساز كردند كه در تضعيف بنيان‌هاي امپراتوري‌شان بي‌تأثير نبود. گورباچف درك از وضعيت و راه‌حل مشكلات شوروي را در مذاكره ديد و مسير پرمرارتي را طي كرد. او فكر مي‌كرد با مذاكره گسترده با دشمن مي‌تواند مشكلات اساسي كشورش را حل كند، راهي كه جز فرصت‌سوزي عايدي براي كشور نداشت.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱ شهريور ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۰۷:۴۸ توسط:علي زماني موضوع: نظرات (0)

۴ واقعيت معنادار از نشست سران اروپا با ترامپ


ديدار اخير سران اروپايي و رئيس جمهور اوكراين با دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا، پُر بود از لحظات تحقيركننده كه در نوع خود مي تواند حامل درس هاي معناداري براي ديگر كشورها و ملت ها باشد.
به گزارش گروه رسانه‌هاي خبرگزاري تسنيم، در حقيقت، اين رويداد بار ديگر نشان داد آمريكا غيرقابل اعتماد است و به متحدان خود چيزي جز كارت هاي بازي كه بايد منافع و امنيت خود را از اين كشور گدايي كنند، نمي نگرد.

به تازگي شاهد سفر شماري از رهبران اروپايي نظير رئيس جمهور فرانسه، نخست وزير ايتاليا، صدراعظم آلمان، نخست وزير بريتانيا، و رئيس جمهور فنلاند آليسا مانيونوك  به همراه رئيس جمهور اوكراين و دبيركل ناتو به آمريكا و ديدار آن ها با دونالد ترامپ رئيس جمهور اين كشور بوديم. محور اصلي اين نشست نيز چشم‌اندازهاي آتي جنگ اوكراين و احتمال آتش بس ميان روسيه و اوكراين بود.

نشستي كه تنها اندكي پس از برگزاري نشست آلاسكا با حضور روساي جمهور آمريكا و روسيه برگزار شد و با بازتاب هاي مختلفي همراه شد. به زعم بسياري از ناظران و تحليلگران حوزه روابط بين الملل، نشست سران اروپا با ترامپ، حامل پيام هاي معناداري بوده كه درك آنها، مي تواند درس هاي قابل‌توجهي را براي ديگر كشورها و ملت ها نيز ارائه كند. در اين رابطه، به طور خاص مي توان به 4 نكته توجه داشت.

يك: اروپا و گدايي امنيت از آمريكا
قدرت هاي اروپايي كه اخيرا رهبران آن ها به آمريكا سفر كرده اند، سال هاي سال خود را به مثابه بازيگراني مدعي در عرصه نظام بين الملل معرفي مي كردند. با اين حال، جهان به عينه ديد كه پس از برگزاري نشست آلاسكا، آن‌ها هراسان و از ترس اينكه مبادا امنيت و منافعشان به خطر بيفتد، خود را به واشينگتن رساندند و سعي داشتند با قرار گرفتن در كنار اوكراين، اين پيام را به رئيس جمهور آمريكا برسانند كه بايد به منافع و امنيت اروپا هم توجه داشته باشد.

به بيان ساده تر، آن ها به زعم خود سعي داشته اند نوعي توازن را عليه روسيه نزد رئيس جمهور آمريكا ايجاد كنند. اين در حالي است كه بازيگران قدرتمند واقعي در صحنه نظام بين الملل، بيش از آنكه امنيت را از ديگران گدايي كنند، با تكيه بر قدرت خود اقدام به تامين امنيتشان مي كنند. اين همان چيزي بود كه رهبران اروپايي در ديدار با ترامپ نشان دادند فاقد آن هستند.

دو: بي‌اعتمادي شديد اروپايي ها به آمريكا
اينكه طيفي از رهبران اروپايي تنها اندكي پس از نشست آلاسكا خود را سراسيمه به آمريكا رساندند، به زعم بسياري از تحليلگران يك معنا دارد و آن هم اين بوده كه آن ها نگران بوده اند كه مبادا آمريكا پشت درهاي بسته، بر سر امنيت آن ها معامله كرده باشد و به آن ها خيانتي بزرگ كند. شبيه به اين جنس از بي‌اعتمادي را پيشتر اروپايي‌ها در ماجراي جنگ تعرفه اي و تجاري دولت آمريكا نيز نسبت به اين كشور تجربه كرده اند.

از اين رو، اين واقعيت براي چندمين بار آشكار شد كه دولت آمريكا حتي به متحدان راهبردي خود در عرصه نظام بين‌الملل نيز رحم نمي كند و متحدان آن هم نسبت به سياست هاي اين كشور به شدت بي‌اعتماد هستند و آن را پشت لبخندهاي ديپلماتيك پنهان مي كنند. به بيان ساده تر، نشست اخير رهبران اروپايي با ترامپ بار ديگر اين گزاره را برجسته كرد كه اعتماد به آمريكا يكي از سُست‌ترين گزاره ها در عرصه معادلات بين المللي است و مي تواند صورت حساب هاي سنگيني را روي دست خوش‌خيالان قرار دهد.

سه: نمايش وزن حقيقي اروپا در معادلات سياست بين الملل
اينكه اروپايي ها امنيت خود را از آمريكا گدايي مي كنند و اين كشور را بازيگر اصلي در تامين منافع خود با محوريت جنگ اوكراين مي بينند، نشان مي دهد كه تا چه اندازه دولت هاي اروپايي در قالب معادلات نظام بين‌الملل دچار سقوط و افول شده اند. جالب اينكه همين دولت هاي اروپايي كه قادر به مديريت پرونده جنگ اوكراين نيستند، همواره كشورهاي مستقلي نظير ايران كه با تكيه بر قدرت خود جلوي دشمنان ايستاده اند را تهديد مي كنند و براي آن ها شاخ و شانه مي كشند.

انتشار تصاوير تحقير‌كننده اخير از سران اروپايي در ديدار با ترامپ آن هم زماني كه همه آن ها روي صندلي‌هاي معمولي و جلوي ميز كار رئيس جمهور آمريكا نشسته بودند، به جلوه اي عيني از تحقير اروپا نزد افكار‌عمومي جهان تبديل شد. اين موضوع بار ديگر اين گزاره را اثبات كرد كه اگر قدرت درون‌زا نباشد، نمي تواند براي ملت‌ها و دولت ها دستاوردساز باشد و آن ها را نه موقعيت تعيين كننده، بلكه در موقعيت بازيگري منفعل و وابسته قرار مي دهد.

چهار: نمايش چندباره تحقير اوكراين
و در نهايت بايد گفت در جريان ديدار اخير سران اروپا با ترامپ، بار ديگر شاهد تحقير چندباره ملت اوكراين نيز بوديم. جداي از اينكه برخي از رسانه هاي آمريكايي به رئيس جمهور اوكراين جلوي دوربين هاي خبري حمله كرده و حتي او را به دلايل مختلف مسخره مي كردند(نظير انتقاد به نوعِ پوشش وي)، به عينه شاهد بوديم كه رئيس جمهور آمريكا خطاب به رئيس جمهور اوكراين گفت كه وي بايد به تسليم بخش هايي از كشورش تن بدهد و نبايد اين انتظار را داشته باشد كه اوكراين در جنك با روسيه پيروز شود.

اين مسائل زماني به واقعيت هايي تلخ تبديل مي شوند كه بدانيم اين آمريكا بود كه تحريك كننده اصلي آغاز جنگ اوكراين بود و در حين جنگ مذكور نيز با استفاده از خون سربازان و مردم اوكراين سعي در تضعيف سياسي و اقتصادي و راهبردي روسيه داشت و اكنون هم به اوكرايني ها امر مي كند كه بايد سرزمين خود را از دست بدهند و به آتش‌بس با روسيه برسند. اين موضوع از چشم اندازي كلان بار ديگر اثبات مي كند كه ملتي كه به آمريكا تكيه كند يا سرنوشت خود را به آن بسپارد، بيش از آنكه براي واشينگتن يك متحد راهبردي باشد، چيزي شبيه به گوشت قرباني است!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱ شهريور ۱۴۰۴ساعت: ۰۴:۰۲:۳۷ توسط:علي زماني موضوع: نظرات (0)

ترس از عمليات ضد صهيونيستي، بازار صهيونيست‌ها را به هم ريخت

 

چند فرياد حمله كافي بود تا مشهور‌‌ترين بازار صهيونيست‌ها در قدس به محلي براي فرار سراسيمه صهيونيست‌ها و هجوم آنها به داخل مغازها و حتي پشت بام آنها مبدل شود.
به گزارش گروه عبري خبرگزاري تسنيم، اين توصيفي است كه خبرنگار پايگاه خبري واي نت وابسته به روزنامه يديعوت آحارانوت از حال و روز صهيونيست‌ها در سايه فوبياي مستمر عمليات ضد صهيونيستي داشت.

در اين گزارش آمده است، دعوايي شامگاه پنج شنبه ناتاليا گونچاروا  در بازار محانيه يهوداي قدس در گرفت كه ناگهان به يك هرج و مرج بزرگ تبديل شد.

اين وضعيت زماني رخ داد كه بعضي از رهگذران تصور كردند يكي از طرفين درگيري فلسطيني است و همين امر باعث شد تا فرياد وقوع حمله را سر داده و از محل بگريزند.

برخي از صهيونيست‌ها هم سلاح‌هاي خود را براي كشتن يكي از طرفين دعوا خارج كرده در حالي بسياري ديگر تلاش كردند تا خود را در داخل مغازه‌هاي اين بازار پنهان كنند، تعدادي هم براي حفظ جان خود به پشت بام اين مغازه ها گريختند.

پليس هم در چارچوب اين هرج و مرج و هياهو خود را به محل حادثه رساند، تا مشخص شود اين درگيري بين دو صهيونيست بوده است.
 

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱ شهريور ۱۴۰۴ساعت: ۰۳:۵۸:۴۲ توسط:علي زماني موضوع: نظرات (0)

بازتاب رزمايش جمهوري اسلامي ايران در رسانه‌هاي عبري‌زبان


به‌رغم بايكوت خبري قابل‌توجه، برخي از رسانه‌هاي عبري زبان اقدام به بازتاب رزمايش دريايي و موشكي امروز جمهوري اسلامي ايران كردند.
به گزارش گروه عبري خبرگزاري تسنيم، كانال تلگرامي 8200 ادعا كرد؛ ايران يك موشك بالستيك جديد را همزمان با رزمايش دريايي مورد آزمايش قرار داده است.

اين در حالي است كه پايگاه اطلاع‌رساني واي‌نت در خبري اعلام كرد، ايران مانور نظامي فرانچسكا پيچينيني اول خود را بعد از جنگ 12روزه با اسرائيل انجام داد.

به‌نوشته اين رسانه عبري‌زبان، نيروي دريايي ارتش ايران در جريان اين رزمايش موشك‌ها و پهپادهايي را مورد استفاده قرار داد.

لئور بن آري خبرنگار اين رسانه هم در گزارشي اعلام كرد، ارتش ايران رزمايش وسيعي را تحت عنوان اقتدار 1404 در درياي عمان و اقيانوس هند آغاز كرد.

اين رزمايش دربرگيرنده به‌كارگيري موشك و جنگ الكترونيك است كه در جريان آن اهداف دريايي دشمن مورد هدف قرار گيرد و سطح امنيت و توان دفاعي ايران هم افزايش پيدا كند.

به‌روايت واي‌نت، عباس حسني سخنگوي اين رزمايش اعلام كرد اين رزمايش دو روز به طول خواهد انجاميد و شامل مشاركت يگان‌هاي دريايي، زميني و نيروي هوايي خواهد بود، سكوهاي شليك موشك‌هاي ساحلي و دريايي نيز در اين رزمايش شركت مي‌كنند و يگان‌‌هايي از واحد جنگ الكترونيك نيز در آن مشاركت دارند.

اين رزمايش شاهد شليك موشك، جنگ الكترونيك و به‌كارگيري هواپيماهاي بدون سرنشين خواهد بود و تجارب عملياتي سال‌هاي اخير در آن به اجرا در خواهد آمد.

سخنگوي رزمايش همچنين تأكيد كرد؛ در جريان اين رزمايش مجموعه وسيعي از موشك‌هاي نقطه‌زن كروز با بردهاي مختلف ـ كوتاه‌برد، ميان‌برد و دور برد مورد استفاده قرار مي‌گيرد و با آن اهداف دريايي مورد حمله قرار خواهند گرفت.

به‌زعم اين رسانه، رزمايش ايران در سايه اظهارات مسئولين ايران و هشدارهاي صادرشده آنها به اسرائيل و ايالات متحده انجام مي‌گيرد.

به‌نوشته واي‌نت، در همين راستا عبدالرحيم موسوي رئيس ستادكل نيروهاي مسلح ايران هم اعلام كرد؛ آثار راهبردي و سرنوشت‌ساز برخي از دست‌آوردهاي صنايع دفاعي ايران در جريان دفاع مقابل اسرائيل و ايالات متحده متجلي شد.

اين دست‌آوردها توان بازدارندگي كارآمدي را به‌همراه داشتند، تنها راه حفاظت از كشور مقابل تهديدها ادامه راهبرد تقويت توان دفاعي و بهبود توان بازدارندگي و روزآمد كردن سامانه‌ها، ابزارها و تسليحات نظامي زميني، دريايي، هوايي و فضايي و نيز جنگ سايبري و الكترونيك است.

روزنامه يسرائيل هيوم هم در گزارشي كه بعدازظهر امروز پنجشنبه منتشر شد، نوشت: ايران رزمايش گسترده‌اي را آغاز كرده است، اين اولين رزمايش ايران بعد از پايان جنگ با اسرائيل در ژوئن گذشته است و در جريان آن نيروي دريايي موشك‌ها و پهپادهايي را عليه اهدافي در اقيانوس هند و درياي عمان شليك كرد.

اين رسانه عبري‌زبان در گزارش خود اعلام كرد؛ در اين رزمايش موشك‌هايي از نوع نصير و قدير شليك و هواپيماهاي بدون سرنشين تهاجمي ـ انتحاري باور5 هم در آن مورد استفاده قرار گرفتند، همچنين جنگنده‌هاي سبك و آموزشي از نوع ياك130 هم مورد استفاده قرار گرفت.

در بخش ديگري از اين گزارش آمده است؛ عزيز نصيرزاده وزير دفاع ايران ديروز اعلام كرده بود؛ "تمام موشك‌‌هايي كه ما در جنگ 12روزه مورد استفاده قرار داديم، متعلق به چند سال قبل‌تر بود و ما امروز موشك‌‌هايي با توانمندي‌هاي بسيار بالاتري در اختيار داريم كه اگر دشمن صهيونيستي دست به ماجراجويي ديگري بزند ما از اين موشك‌ها استفاده خواهيم كرد".


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱ شهريور ۱۴۰۴ساعت: ۰۳:۵۱:۰۷ توسط:علي زماني موضوع: نظرات (0)